به وبلاگ مسیر سبز خوش آمدید وبلاگ مسیر سبز بر اساس آرمان های دموکراسی خواهی و حقوق بشر و همچنین نشر و گسترش تفکرات آزادانه و دگراندیشانه سیاسی و اجتماعی و فرهنگی بنا گردیده است . به هیچ گروه و دسته فکری و حزبی و سیاسی وابستگی ندارد و خود را منتشر کننده نظرات همه افکار و نگرشهای گوناگون می داند . ما را با نظرات سازنده خود راهنمایی بفرمایید . با تشکر
امام صادق عليه السلام : اگر بندگان ، پيشواى ستمگر را كه از جانب خدا نيست به زمامدارى گيرند ، خداوند كارهاى شايستهاى را كه انجام مىدهند نخواهد پذيرفت .
سخنی از حضرت زرتشت : به جهان چشم گشودن در دست ما نیست و از آن چشم بستن هم در دست ما نیست ولی به جهان با چشم باز نگریستن چرا ...
"حکومت مذهبی رژيمی است که در آن به جای رجال سياسی ، رجال مذهبی (روحانی) مقامات سياسی و دولتی را اشغال می کنند و به عبارت ديگر حکومت مذهبی يعنی حکومت روحانيون بر ملت. آثار طبيعی چنين حکومتی يکی استبداد است ، زيرا روحانی خود را جانشين خدا و مجری اوامر او در زمين می داند و در چنين صورتی مردم حق اظهار نظر و انتقاد و مخالفت با او را ندارند . يک زعيم روحانی خود را بخودی خود زعيم ميداند ، به اعتبار اينکه روحانی است و عالم دين ، نه به اعتبار رأی و نظر و تصويب جمهور مردم ؛ بنابراين يک حاکم غير مسئول است و اين مادر استبداد و ديکتاتوری فردی است و چون خود را سايه و نماينده خدا می داند ، بر جان و مال و ناموس همه مسلط است و در هيچ گونه ستم و تجاوزی ترديد به خود راه نمی دهد بلکه رضای خدا را در آن می پندارد . گذشته از آن ، برای مخالف ، برای پيروان مذاهب ديگر ، حتی حق حيات نيز قائل نيست . آنها را مغضوب خدا ، گمراه ، نجس و دشمن راه دين و حق می شمارد و هرگونه ظلمی را نسبت به آنان عدل الهی تلقی می کنند. " دکتر علی شریعتی - مجموعه آثار - ۲۲
"مرد پاک را زندگی و زمان تنها نمی گذارد ، زندگیش از او دفاع می کند و زمان تبرئه اش می کند ، پلیدان هرگز پاکدامنی را نمی توانند آلود ، هرچند سنگ ها را بسته و سگ ها را رها کرده باشند " دکتر شریعتی (کویر : 282)
" اگر شاهد عصر خود و شهید حق و باطل جامعهات نیستی، هر جا که میخواهی باش، چه به نماز ایستاده باشی، چه به شراب نشسته باشی، هر دو یکیست " دکتر شریعتی
انسان در گرسنگی ناقص است، در بيسوادی ناقص است...، اما انسان است. اما انسانی که از آزادی محروم است انسان نيست. آن که آزادی را از من میگيرد ديگر هيچ چيز ندارد که عزيزتر از آن به من ارمغان دهد «انسان بیخود» ، (مجموعهی آثار، ۲۵، ص ۳۵۹)